کد خبر: ۵۵۵۵۰
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۰:۳۷
تعداد نظرات: ۲۵ نظر
بخش دوم گزارش شفاف از پشت صحنه های جریان انحرافی
در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ " را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم. یکسری دعا را با زعفران در کاسه چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و...

شفاف : طی روزهای گذشته افشاگری سایت شفاف درباره ارتباط برخی رمالان با جریان انحرافی بازتاب گسترده ای در میان کسانی داشته است که پیشتر نیز برخی اطلاعات را در این زمینه داشته اند اما بنا به مصالحی سکوت پیشه کرده بودند . اما به نظر می رسد برخی شهروندان ایرانی با افشاگری های روزهای اخیر تصمیم به اطلاع رسانی درباره واقعیاتی که دیده اند گرفته اند .

در همین زمینه آقای یوسف خ از ایرانیان مقیم آلمان اطلاعات خود را درباره جریان انحرافی و برخی مرتبطان آنها برای سایت شفاف ارسال کرده است که بسیار تاسف برانگیز است . اینکه برغم هشدارهای شدیدالحن مراجع عظام تقلید ، دستگاه قضایی و هشدارهای نظام و مسئولان باز هم عده ای که تحصیل کرده هم هستند فریب تعدادی فریبکار را می خورند تاسف بار است .

اما آقای یوسف خ در نامه ای که برای سایت شفاف ارسال کرده ، نوشته است :


بسم الله النور

من یوسف خ هستم و چند سالی هست که در آلمان در یک پروژه ساختمان سازی انبوه مهندس ناظر هستم .

 

اطلاعات من البته بیشتر درباره  آقای "م" [لیدر جریان انحرافی است ] و خانم دیگری بنام پانته آ [...] .

در سالیان قبل حدود سال 1374 من آقای "عباس غ "  را از طریق فردی بنام غلامعلی [...]شناختم . گرهی در کارم افتاده بود و ایشان من را برد منزل فرد دیگری . ایشان را شناختم.  یکسری دعا را با زعفران در کاسه  چینی ای که گفته بود با خودم بیاورم نوشت و بعد گفت با این آب زمزم که در قوطی ای بود ، مخلوطش کن و در سه وعده بخور.  من انجام دادم و دست بر قضا گره از کارمان [احتمالا اتفاقی] باز شد .

 من هیچ وقت به این مسال اعتقاد نداشتم ولی خب راستش را بخواهید ته دلم کمی لرزید. گذشت و گذشت و من هر از گاهی که به تهران می آمدم - آنزمان من در معدن گل گهر کار میکردم ـ به ایشان هم سری می زدم و جالب اینکه هر بار هم یکجایی بود .یک بار در باغی در شهریار و یک بار در شهرری و چندباری هم در خیابان ایران .

هربار هم ایشان دعایی برایم مینوشت . آخرین بار که ایران بودم و می خواستم از ایشان خداحافظی کنم و به آلمان بیایم ایشان را در منزل [...]  در خیابان سبلان دیدم . گفت فلانی بیا می خواهم تو را به یکی از خواص معرفی کنم که آقای دکتر[...] بودند .ایشان دو سال بعد [...] شدند و من تا آنروز ایشان را اصلا نمی شناختم.  رفتیم در حیاط خلوت همان منزل که دکتر با چند نفری نشسته بود و ظرف اناری هم بود.  آقای " عباس غ "  که همه آقا صدایش می کردند من را معرفی کرد و نشستیم.  آقاـ عباس غ ـ  اناری را برداشت ونصف کرد و نصفش را در کیسه  ای گذاشت و نصفش را به دکتر [...] داد و گفت این را خودت بخور و این راهم به سید بده . من البته نفهمیدم منظورش از سید کیست ؟ رو به من کرد و گفت : فلانی این انارها  را مولایمان فرستاده  است . خب من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و اشکم جاری شد و خلاصه نصف اناری هم خوردم و دعا کردم کار آلمانم درست شود که آقاـ عباس غ ـ  گفت شک نکن همه مشکلاتت حل می شود و البته بطور معجزه آمیزی هم حل شد 

همه اینها باعث شد تا من ایمانم به آقای "عباس غ" بیشتر شود .

تا  اینکه سال پیش من برای شرکت در مناقصه ساختمان اجلاس در کیش به تهران آمدم و فرمهارا گرفتم و همان روز هم برای اینکه مشکلم این بار هم حل شود ! گشتم و خلاصه آقا را پیدا کردم!   در محله دیلمان در شهر ری در یک باغچه مانندی ایشان را دیدم و گفتم:  آقا ! این فرمها را تبرک کنید که برنده شوم .ایشان گفت چیست؟ گفتم فلان است و گفت حل شد کارت!

 همان لحظه پرسیدم چرا؟  گفت:  الان می بینی تو از خواصی ! خلاصه کمی که نشستم دیدم آقای "م" از اتاقی آمدند بیرون با دشداشه ای سفید و بلند . "عباس غ" با ایشان حرف زد و ایشان آمد نشست کنار من و حرف زدیم و خلاصه گفت فردا بیا به  آدرسی واقع در شمال تهران کنار مدرسه و سفارت ایتالیا . آپارتمانی بود و رفتیم و نشستیم. ایشان گفت کارتان انجام می شود ، اما باید سهم امام(ع) را هم بدهید! که پرسدم چقدر؟  گفت پانصد هزار یورو ! که البته برای من بسیار بالا بود ولی من نگفتم نه و گفتم چشم باید از آلمان بیاورم . همان روز آنجا خانمی را دیدم بی حجاب و با وضعیت آنچنانی که اسمش بود پانته آ [...] که آمد و حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان  و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند ! 

من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم  و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ،  ببینیم چه می شود که آقای "م" گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقاـ عباس غ ـ  فردا عازم مشهدیم .

واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقاـ عباس غ ـ و " م " و خانم پانته آ نشستند و گفتند پول را سریع باید بدهی چون برای سربازان مولا میخواهیم غذا بفرستیم ! من شل شده بودم که بدهم یا ندهم ؟

 شب قرارمان شد در احمد آباد. وقتی رفتم در حیاط آن خانه بزرگ نشسته بودم و " عباس غ " و تعداد زیادی هم دورش بودند تا اینکه خلوت که شد رفتیم داخل خانه . بعد از ساعاتی من بودم و آقای " م" و خانم پانته آ و " عباس غ " و دو سه نفر دیگر خلاصه من وعده کردم که تا ماه آینده پول را جور کنم .

به تهران آمدم و چند روز بعدش هم به دفتر معماری خانم پانته آ رفتم و درباره کار و مسائل اینگونه صحبت کردم .  برگشتم آلمان نتوانستم پول را جور کنم و البته کمی هم تردید داشتم . تا اینکه آقای "م" به برلین آمده بود و رفتم دیدم خانم پانته آ هم هست .   اول در کنفرانسی در هتل بودیم و بعد هم در رستورانی در غرب برلین پستدام دعوت شدم که چند نفری بیشتر نبودیم.  سر میز  نشسته بودیم و خانم پانته آ هم بی حجاب بود . به نظرم می رسد که رفتارشان هم کمی سرخوش بود که فکر کنم  چیزی نوشیده بودند و ... من حقیقتا ترسیدم و گفتم چه بسا اتفاقی بیفتد و درد سر بشود .  همان شب بعد از اینکه ایشان را تا هتل مشایعت کردم ، ارتباطم را کاملاً قطع کردم .

  برای کنفرانس ایرانیان خارج از کشور هم برایم دعوتنامه فرستاده بودند که البته بدلیل کار نتوانستم بیایم و دیگر ارتباطی نداشتم تا اینکه چند روز پیش اخباری را شنیدم  درباره "عباس غ" که به او می گفتند آقا !

  این اطلاعات من بود درباره این آقا و دوستانش چون آقای " م " و خانم پانته آ ...

 امیدوارم راهگشا باشد .

 یا علی

 توضیح :  سایت شفاف آمادگی خود را برای درج نظرات متفاوت کاربران از جمله شهروندانی که با چنین ماجراهایی روبرو شده اند اعلام می کند . شما می توانید شماره تماس و ایمیل خود را در قسمت ارسال نظرات همین سایت درج کنید تا با شما تماس بگیریم .

 

برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۲۵
ناشناس
|
GERMANY
|
۰۱:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
1
0
امام زمان اگر بیاید گردن اولین کسی را که خواهد زد همین "م" است. در هامبورگ هم که آمده بود نیم ساعت به اذان مغرب مراسم شروع شد و تا دوازده شب که من مخصوصا آنجا ماندم دیدم این مردک نماز مغربش را هم نخواند و آنوقت دم از امام زمان میزند.
ناشناس
|
TURKEY
|
۰۲:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
1
1
متشکر از زحمات سایتتون و اطلاع رسانیتون درباره این از خدا واقعا بی خبر.
حتم دارم با اطلاع رسانیهای شما شهروندانی که این از خدا بی خبر زندگیشونو بهم ریخته جرات پیدا میکنن و دودمانشو........
خدا ناظر و شاهد هستش.....
ناشناس
|
-
|
۰۳:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
1
0
حرف دارم اما مطمئن باشید نمی گم . باید ... رو با دعا و صلوات نجات بدیم چون شک نکنید که روح و عقلش رو مصادره کردن . بچه ها تو اینترنت ی عکس درست کردن که 14 هزار صلوات فرستاده بشه تا سحر جریان انحرافی باطل بشه
الهم صل علی محمد و آل محمد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
4
215
شما شفافی ها یک مشت گناهکار و تهمت زنید که اینطور با آبروی افراد بازی می کنید.هنوز که چیزی ثابت نشده که شما اینطور پرده دری می کنید.وای به حال مملکتی که یک مشت هرزه گو و بی چاک دهن مثل شما توش آزادی دارند.بدونید خیلی حقیرتر از اون چیزی هستید که خودتون فکر می کنید.علی به کمرتون بزنه مگه حرفهای یه نفر از آلمان برای شما ملاکه که هرچی خواستید می نویسید.خاک برسر همتون.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
1
جالبه كه عليرغم اظهارات اين دوست عزيز همه درخواست هايشان نيز براورده شده، خوب حتما حكمتي بوده كه اين فرد توانسته درخواستهاي ياد شده را اجابت كند!!!!! الله و اعلم 
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
1
به خدا نمیدونم باید باور کنم یا شک کنم . وقتی این چیزارو شنیدم و عملکرد چند سال اخیر ... را می بینم شک می کنم نکنه همه اینا درست باشه. ولی اینو می دونم اجنه و این کوفتو زهرمارا تا وقتی که انسان نخواد کاری کنه نمی تونن کاری از پیش ببرن.خدا آخر و عاقبت هممونو بخیر کنه. یاعلی
ناشناس
|
GERMANY
|
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
2
ما که نفهمیدیم این آقا با این خاطره تعریف کردنش خواست این به اصطلاح آقا رو خراب کنه یا خودزنی می کرد؟ خوب مرد حسابی خودت داری میگی هر وقت مشکلی یا گیری داشتی حالا شانسی شانسی واست برطرف کرد که؟!
از طرف دیگه تا دو زار ازت پول خواست ماهیتت رو شد؟! تو که خودتو خراب کردی با این خاطره گفتنت برادر!
شاید اینم خواست خداست که آدم های منافق و دورو رو رسوا کنه.
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۱۲:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
0
وا اسفا وا اسفا ....واقعا واسه خودم متاسفم که به عنوان یک استاد دانشگاه و با چه نیتی ... اقای .. ببین چطور نفرین امثال من دامان تو و "م" را فرا میگیرد ...اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
2
کجای این داستان تاسف انگیزه ؟! این آقا همه مشکلاتشو با دعاهای آقای "غ" حل کرده دیگه کجاش تاسف داره!!!
ناشناس
|
UNITED KINGDOM
|
۱۵:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
2
بهترین و شیرینترین قسمت این ماجرا این پانته آ خانمه.......یک عکس از ایشون هم میگذاشتید عالی میشد.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
1
چرا درمورد مسایل اخلاقی و وابستگی "م" گفتیم درج نشده است.میترسید
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
0
0
عباس غ در برهه ای با ادعای دعا و در برهه ای دیگر با توسل به جادو و اهانت به مقدسات افرادی را جذب میکرده و ظاهرا جادو یا دعایش نتیجه میداده است .
اینها بازیهای فراماسونری جهانی است که به دلیل داشتن تشکیلات قوی و منسجم و بهره گیری و بهره دهی از تشکلات اقتصادی جهانی ، داشتن ارتباط با سازمانهای اطلاعاتی مانند موساد، هم کار گشائی میکنند و هم بعضی اخبار را میدهند. ولی از همه مهمتر سواستفاده از باور و اعتقادات افراد است زیرا نظام عالم به گونه ای طراحی شده که مشکلات در مسیر حل شدن قرار دارند.
متاسفانه اخیرا رسانه ها دانسته یا ندانسته قدرتی غیبی(ولو شیطانی) برای این سازمانهای پست بشدت مادی قائل شده اند .
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
0
0
مگر مي شود آقاي "الف" از مسائل آقاي "م" خبر نداشته باشد و يا با او همكاري نداشته باشد؟چرا عده اي مي خواهند اين دو را كه دو روح در يك بدنند از هم جدا بدانند؟ آيا واقعاً هزينه اي كه نظام در اين دو سال به خاطر اين افراد كرده انديشيده ايد؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
0
0
آقاي يوسف خ حالا كه برنده نشدي هر چي جلوي دهنت مي آيد ميگي ديگه
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
0
0
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
0
0
سلام.چرا اینقدر تولفافه مینویسید.عباس غ و پانته آ یعنی چی ؟ اسم اینارو نگید پس اسم چه کسی رو میخاهید بنویسید.حالا اگه ما از سر نادونی یه خطایی کرده بودیم اسم وتمام مشخصاتمون میرفت تو همه خبرگزاری ها.بنویسید اسم این از خدا بی خبرها رو....
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
0
166
من فقط دهنم از اون مبلغ 500000 یورو(حدود 500ملیون) تومنی اهدایی وا مونده که این آقای محترم که حتما سر وسری با مسئولین داره از کجا میارن.
ما یه وام 2 ملیون تومنی را میخایم از بانک بگیریم ، پدرمان در اومده.
پاسخ ها
مفتون
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۸:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۴
یک ونیم میلیارد!!!...بنده خدا...چی میگی؟...
ناشناس
|
GERMANY
|
۱۷:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
1
0
سلام
میگم این شفافیتی که شما ازش دم میزنید چرا انقدر مات و گنگه.
شما حتی جرات ندارین دو تا اسم معمولی رو که دیگه همه میشناسنشون به زبون بیارین.
اسم سایتتون رو هم گذاشتین شفاف...
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۸
1
0
دیگه به هیچ کس تو این دور و زمونه نمیشه اعتماد کرد!
ه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۲/۰۴
1
0
بسیار جالب ما الف م وعباس رامیشناسیم
آرش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۵/۰۵
2
0
این حرفها هیچکدام سندیت نداره واز روی غرض ورزی نوشته شده.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۳
0
1
اسمشون چیه کامل بگین اینا کین
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۷
1
0
بگم بگم که میگن همینه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!
جواد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۷
0
0
عزیزان برید فکر نون باشید که خربزه آبه الان ایت داستان درست باشه یا نباشه مملکت درست میشه؟
نام:
ایمیل:
* نظر:
چند رسانه ای صفحه خبر